مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم، باخیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی، شاید اوحتی بگوید لایق من نیستی مینویسم من که عمری باخیالت زیستم، گاهی از من یادکن اکنون که دیگر نیستم..
سَرم دَرد میکُند بَرآی دَردسَر! و تو میدآنے آنقَدر دوستَت دآرَم که حَتی اگر سَرم به سَنگ بخورَد.. یا سَنگ به سَرَم!! از این دوستَت دآرَم دَست بَر نَخواهم دآشت...!