بخشای بر من اگر ارغوان را نفهمیده چیدم!! اگر روی لبخند یک بوته آتش کشیدم!! اگر سنگ را دیدم اما، در آئین احساس و آواز گنجشک نفس های سبزینه را حس نکردم!! اگرماشه را دیدم اما هراس نگاه نفسگیر آهو به چشمم نیامد!! ...چرا روشنی را ندیدم؟؟ چرا روشنی بود و من لال بودم؟؟ چرا تاول دست یک کودک روستایی دلم را نلرزاند؟؟
به من بیاموز چگونه عطر به گل سرخش باز می گردد تا من به تو بازگردم مادر! به من بیاموز چگونه خاکستر، دوباره اخگر می شود و رودخانه، سرچشمه و آذرخش ها، ابر و چگونه برگ های پاییز دوباره به شاخه ها باز می گردد تا من به تو بازگردم مادر!
بدرد نخوره یکی قحر کرده باشه با این اس ام اس های تخمی برنمیگرده