
مکالمه ی خواهرزاده ی کلاس اولم با مامان همکلاسیش :
منزل آقای شکوری ؟
بله بفرمایید !
شکوری هست ؟

اس ام اس باران زیبا
sms baran
دیر آمدی باران
من در جایی ،
در حجم نبودنش خشکیدم …

مورد داشتیم یه کلیپس سرشو از پنجره اتوبوس بیرون آورده
کلا مرکز ثقل رو تغییر داده اتوبوس چپ کرده !

حرف های زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم
و گوشه ای از لبخندت که حرف هایم را دزدید
از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم
کودکانه تر از آنچه فکر کنی

به سلامتی اونایی که مخاطب خاصشون خداست
به سلامتی اونایی که شبا به خدا شب بخیر میگن
به سلامتی اونایی که صبح با یاد خدا از خواب بیدار میشن
به سلامتی اونایی که خدا همه دار و ندارشونه …

سکوت همزاد تلخی است که در اینجا نفس می کشد
تا سنگینی سال ها نبودنت را پیشاپیش بر شانه هایم احساس کنم

تا چند نظر به روی مهتاب کنم
خود را به هوای دیدنت آب کنم
یک قطعه ی عکس خود برایم بفرست
تا در دل بی قرار خود قاب کنم