
تو این گرما بیا دیوونه گردیم
تو حوض آب یخ وارونه گردیم
که این گرمای سوزان کشت ما را
برای هم بیا هندونه گردیم !

بارون و دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی
وقتی که بارون می باره

هر جمعه که می رود دلم میگیرد
تقویم به شنبه میرسد دلم میگیرد
این حس عجیب دست خودم نیست
ولی هر کس سخن از هجر تو میزند دلم میگیرد
اللهم عجل لولیک الفرج

بعد از یک فنجان قهوه و دو نخ سیگار
به هوایی سرد برمی گردم
در پی رویاهایم …
در پی تو …

آنچه شایسته نیست به آرزو مخواه
و بدان که انتقام خدا از بنده
به خشمِ بی رحمانه و بی حرمتی و سرزنش نبـُود
بلکه به متحول کردن و ادب کردن از فرط عشق باشد

همسر با وفایم من برای همسفر شدن با تو
از تمام دلبستگی هایم گذشتم
حال منم و یک بغل پر از گل های عاشقی
تو وعده سبزشدن دل کویر مرا دادی
و بغض بی پایان مرا فرونشاندی
وقتی که باران نمیبارد
تو مهربانی ببار ای گل همیشه بهار من

هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
چه خوب و قشنگه بیابونا
در حسرت دیدن یه لحظه خیابونا